فهرست بستن

فقر را با قرائت اسلامی بشناسیم و نه قرائت های غیرتوحیدی!نوشتار شماره ۸

حد و اندازه فقر از منظر اسلام

حد و اندازه فقر از منظر اسلام

در نوشتار قبل، بیان داشیم که زکات ریشه فقر را می خشکاند. یعنی در پرتو فریضه زکات، هیچ مسلمانی از گرسنگی، تشنگی و عریانی رنج نخواهد برد و از آن بالاتر و مهم تر همگی از لحاظ مالی، می توانند ازدواج کنند و زیر یک سقف(مسکن) به زندگی مشترکشان ادامه دهند و با تأمین نیازهای معیشتی ضروری، از یک زندگی آبرومندانه برخوردار شوند.

متأسفانه به دلیل سیطره ی تفکر منحط لیبرالی و جریان سرمایه گرایی در کشور، فقر را به قرائت غربی می شناسیم و نه اسلامی! در قرائت غربی، فقر را به دو گونه مطلق و نسبی تقسیم می کنند و مبتنی بر هر یک، شاخص خط فقر(poverty line) خاصی را تعریف نموده اند.

فقر مطلق(absolute poverty): کسی که صرفا به آب پاکیزه، تغذیه، مدرسه و امثال آن دسترسی نداشته باشد، فقیر به شمار می آورند. بدین ترتیب در این تقریر، محدوده فقر بسیار بسیار تنگ پنداشته شده و نمی تواند بیانگر فقر به معنای واقعی کلمه باشد.

فقر نسبی(relative poverty): کسی که درآمدش کمتر از 50% یا 66% میانه درآمد خانوار های یک جامعه باشد، او را فقیر به حساب می آورند. در اینجا فقر بر پدیده نابرابری دلالت دارد و مسلما در این تلقی از بین رفتن فقر ممکن نخواهد بود.(یعنی فقر را پدیده ای اجتناب ناپذیر و فناناپذیر در نظرگرفتند) شاید بی ربط ترین برداشت از فقر، همین نظریه فقر نسبی باشد.

قرائت رایج سرمایه گرایی از فقر، بر مفهوم خانوار(house hold) استوار است در حالی که فقر به مرد یا سرپرست خانواده مربوط می شود. همچنین در تعریف و اولویت بندی نیاز های معیشتی بین رویکرد اسلامی و رویکرد غالب در جهان، فرسنگ ها فاصله است. مثلا قاعدتا نباید از جریان لیبرالی این انتظار را داشت که نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده، پرداخت نفقه همسر و فرزندان و … را از مهمترین نیازها بداند. علاوه بر این، فقیر کسی است که «مال» او کفایت زندگی وی و عیال هایش را ندهد و نه «درآمدَ»ش!