فهرست بستن

قرض‌الحسنه چیست؟(۲)پارادوکس بانک قرض الحسنه،بخش چهاردهم

قرض الحسنه

تحلیلی بر نظریه بانکداری به سبک قرض‌الحسنه

 

قرض الحسنه

در بخش قرض‌الحسنه چیست؟(1) توضیح دادیم که قرض‌الحسنه انواع مختلفی دارد و یکی از برجسته ترین و مهمترین نوع آن صله‌الامام است. در حقیقت آن تصوری که قرض‌الحسنه را به وام متعارف محصور می داند یک برداشت ناقص از این مفهوم متعالی است.(صله‌الامام را باید در مناسبت‌های اجتماعی بسیار مهم که برای اداره جامعه حیاتی می‌باشند، طبقه‌بندی کرد.)

البته غلط‌انگاری‌های بیشتری درمورد قرض‌الحسنه وجود دارد که ما تنها به تعدادی از آنها می‌پردازیم:

خرافه‌چهارم: قرض گرفتن اشکالی ندارد!

از منظر آموزه های اسلامی، بدهی همیشه به عنوان یک تهدید اجتماعی قلمداد شده و جامعه طراز، جامعه‌ای است که بدهکار در آن یافت نشود. اگر در رابطه با این موضوع به کلام معصومین مراجعه کنیم با عبارات سنگینی مواجه خواهیم شد، نظیر: «باید از کفر و بدهی به خدا پناه برد.» «مدیون بودن، موجب ذلت نزد دیگران شده و فرد بدهکار شب را با اندوه می‌گذراند و باید در دنیا و یا آخرت آن را بازپرداخت کند.» «بدهی بسیار انسان راستگو را به دروغ‌گو و خوش قول را به بد قول مبدل می‌سازد.» «کمتر مدیون باش تا آزاد باشی» و اگر هم قرار باشد، کسی از روی اضطرار بدهکار شود چنین سفارش می‌شود: «بدهی همانند زمام است، پس زمام اختیار خود را به کسى که حق تو را نمی‌شناسد، مسپار.» با در نظر گرفتن مجموعه این روایات، روشن می شود که خداوند به مدیون شدن بنده اش راضی نیست، مگر اینکه ضرورتی برایش پیش آید.

در اقتصاد متعارف، «بدهی» کاملاً طبیعی و مباح انگاشته می شود و حتی برای پیشرفت و توسعه اقتصادی امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر تلقی می گردد. نهادها و ساختارهای زیادی در نظام سرمایه داری وجود دارد که با محور بدهی کار می کنند. بدهکار شدن در این تفکر نه تنها مذموم شناخته نمی شود بلکه به عنوان راه حلی برای تقویت تولید و افزایش تقاضا پیشنهاد می‌شود!

در سبک زندگی اسلامی، عائله‌مندان برای خانواده‌شان، در پی روزی حلال تلاش می کنند اما اگر تنها در مقطعی از سال در تأمین معاش به مشکل برخوردند به همان میزان نیاز، اضطراراً به قرض گرفتن تن در می دهند تا کسری به وجود آمده را جبران نمایند. لذا مسلمانان باید طوری زندگیشان را تنظیم کنند که به وضعیت اضطراری سوق پیدا نکنند. به عبارتی دیگر مؤمنین همیشه انگیزه دارند تا با قرض دادن گره مشکلات مردم را باز کنند، اما هیچگاه به دنبال بدهکار شدن نیستند.(در شرایط عادی) برای مثال امام‌علی(ع) می فرمایند: «زیر بار بدهى نروید زیرا بدهکارى خوارى روز و اندوه شب است و در دنیا و آخرت باز پرداختى دارد»(کافى(ط-الاسلامیه) ج 5، ص 95، ح).

خرافه‌پنجم: با وام‌دهی به فقراء، فقر از بین می‌رود!
این ذهنیت وجود دارد که، فقیر را باید با وام اشتغال زایی توانمند کرد تا فقر از ریشه از بین برود. گرچه توانمندسازی و اشتغال‌زایی این گروه امر صوابی است اما بدهکار کردن این افراد خصوصاً در این عرصه (کسب و کار) آسیب‌زا و ناکارآمد است. حداقل اتفاق ممکن، زمینه سازی برای اشتغال به قیمت نابودی سرمایه های اجتماعی می باشد.

در چارچوب قواعداسلام بهره‌مندی همه افراد جامعه از زندگی آبرومندانه، حق همگانی است و از ملزومات اصلی آن برخورداری کفایت‌معاش برای تک‌تک آنهاست. از یک نظر جامعه را می توان، به دو گروه عیالها و عائله‌مندان تقسیم نمود. مسئولیت تأمین‌معاش عائله‌های یک جامعه ابتدائا بر عهده عائله‌مندانشان است.

به طوری که عائله‌مندان باید در پی روزی حلال برای خانواده‌شان تلاش کنند و اقدام آنها همانند مجاهدین در راه خداست. در صورتی که عیال‌هایی از نعمت عائله‌مند محروم باشند، مبتنی بر اصل ولایت، مسئولیت تأمین معاششان بر گردن حاکم‌اسلامی است و همچنین اگر کسی نتواند زندگی افراد تحت تکفلش را در طول سال تأمین نماید، به همان مقدار این وظیفه حاکمیت است که معاش او و عائله‌اش را به کفایت برساند.

بنابراین منطقی‌ترین و عملیاتی‌ترین راه حل، پرداخت مستقیم صدقه به فقراء است. یعنی باید آنقدر صدقه داده شود تا زندگیشان به طور کامل تأمین شود و به استطاعت معیشتی برسند. در این مسیر نه گرفتن صدقه از سوی فقیر عار است و نه دادن صدقه به فقیر اشکال دارد. چنانچه فقیر از گرفتن صدقه امتناع ورزد فعل حرام انجام داده و اگر فقیر به حال خود رها شود اهداف اسلام، محقق نشده است. برنامه داشتن برای اشتغال‌زایی خوب است اما قطعاً یک پروسه میان‌مدت و یا بلندمدت می‌طلبد و نباید به خاطر آن از وضعیت حال فقراء غفلت نمود.

به فقیر وام نمی‌دهند، بلکه صدقه می‌پردازند!