فهرست بستن

اندیشه، مکتب و فرهنگ پرداخت زکات،گستره مفهوم زکات،بخش پنجم

مطلوبیت گرایی

مطلوبیت گرایی

پنجره ای به آنچه کمتر از «زکات» شنیده اید!!!!

دادن زکات تنها یک حرکت ساده به شمار نمی آید بلکه تجلی یک تفکر واندیشه ناب اسلامی است که لیبرالیسم آن را برنمی تابد. از منظر مکاتب سرمایه داری، انسان عاقل(Rational) کسی است که همیشه به دنبال حداکثر کردن لذت خود است. (Epicureanism) جز به منفعت شخصی چیز دیگری نمی اندیشد و همه رفتارهایش را بر این اساس تنظیم می کند. در حقیقت هر کس غیر این عمل می کند باید به عقلش شک کرد!

مبنا و پایه این منفعت طلبی و مطلوبیت گرایی(Utilitarianism) همان امانیسم(Humanism) می باشد. یعنی انسان محور همه چیز تعریف می گردد. در این اندیشه هر کس خودش را می پرستد و به بیان دیگر هر کس خدای هوای نفسش است. (أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ … (فرقان،43)) این یک دین است یک برنامه تجویزی برای زندگی دنیا. به عبارتی اقتصاد کلاسیک، نوع انسان را موجودی منفعت طلب و خود خواه معرفی می کند که همیشه به فکر حداکثر کردن منافع شخصی است که ریشه در لذت گرایی وی دارد. اصولا این شبه علم انسانی بر این اصل استوار شده و اگر قرار باشد آن بنیان را نپذیریم ساختمان معرفتی کلا فرومیریزد!

«پرداخت زکات»، به این دلیل که جلب رضایت خداوند شرط تحقق آن است مبنای توحیدی دارد. همه مومنین برای نزدیکتر شدن به خداوند یگانه زیر سایه توحید مسیر رشد و بالندگی خودشان را در گروی دادن زکات می دانند.

«جنبه‌ی اجتماعی و ترجمان اجتماعی نظام‌ساز زکات این است که انسانی که در محیط اسلامی و جامعه‌ی اسلامی، برخوردار از مال دنیوی است، خود را متعهّد میداند، مدیون میداند، طلبکار نمیداند، خود را بدهکار جامعه‌ی اسلامی میداند؛ هم در مقابل فقرا و ضعفا، هم در مقابل سبیل‌الله؛ بنابراین زکات با این نگاه، یک حکم و شاخص نظام‌ساز است.»(فرمایشات رهبری، 94/1/1) مبنای تصمیم گیری آحاد جامعه مومنین بنا بر گرایش فطریشان عبارتند از: ایثار، فداکاری، گذشت، توسعه رحم، نوع دوستی، عطوفت و مهربانی و انصاف است. و در یک کلام انسانیت. که همبستگی و همدلی اجتماعی را به ارمغان می آورد. اما لازمه مطلوبیت گرایی و منفعت طلبی ایدئولوژی سرمایه داری تجویز خودخواهی، حرص، ولع، طمع و خست است. که البته گویا این توحش را به عقلانیت و انسانیت نسبت می دهند!!! احیانا اقتصاددانانی انسان را اینگونه خطاب کردند که خودشان به مرض خودخواهی و حرص و خست گرفتار بودند. یا حداقل در چنین جامعه ای عقب مانده زندگی می کردند. نتیجه آن شد که نوعی توحش را به خصلت انسانی تعبیر کردند.

«بخشش مال» برخاسته از اندیشه و مکتبی است که دقیقا در تعارض مکتب سرمایه گرایی و اقتصاد متعارف می باشد که حداکثرسازی منفعت شخصی را رمز شکوفایی و رشد اقتصادی می داند. اما در اندیشه زکاتی و مکتب فکری انفاق فی سبیل الله، رمز رشد و تعالی انسان احساس وظیفه و تعهد افراد در برابر جامعه اسلامی است و جامعه ای بالنده است که فرهنگ «پرداخت زکات» در آن نهادینه شده باشد. این تنها یک مورد از مواردی که تقابل مکتب «زکات» و مکتب «کاپیتالسیم» را نشان می دهد.