فهرست بستن

نتیجه بحث،پارادوکس بانک قرض الحسنه ،بخش بیستم

نتیجه گیری بحث پارادوکس بانک قرض‌ الحسنه

تحلیلی بر نظریه بانکداری به سبک قرض‌ الحسنه

نتیجه گیری بحث پارادوکس بانکد قرض الحسنه

با توضیحات مستدلی که در پرونده ارائه شد، می توان به این واقعیت تکان دهنده پی برد که نظریه قرض‌ الحسنه بانکی چیزی جز یک توهم و افسانه نیست.بعضی دوستان پس از مطالعه پرونده _خواه از روی کنجکاوی خواه از روی نگرانی_ عموماً یک سوال نسبتاً مشترکی می پرسیدند: با این وضعیت، شما چه راه حل عملیاتی دارید؟ در پاسخ به این سوال باید گفت اصولاً راه حل‌ها متناظر با مسائل تعریف و مطرح می‌شوند. در اینجا چند مسئله را به عنوان نمونه بیان می کنیم سپس برای هر یک راه حلی را ذکر خواهیم کرد.

مسئله اول: شکل مواجهه ما در برابر بانک و بانکداری:
از آن جایی که هر بانکی به مقصود انتفاع از ربا، خلق پول می کند و خلق پول هم معادل است با نوعی چپاول اموال مردم، شاید بانکداری را بتوان بزرگترین جنایت مالی و بی نظیرترین کلاهبرداری دوران معاصر دانست. به این ترتیب، هر مومنی که نسبت به این مسئله آگاهی و بصیرت پیدا کند به خاطر پایبندی اش به مبانی و ارزش‌های اساسی اسلام و انقلاب، خود را در مصاف و رویارویی با این سیستم می بیند و تا برچیدن کامل و براندازی آن به جهاد خود در این راه، ادامه می دهد.

مسئله دوم: تغییر نظام پولی
ملی شدن پول امروز، توقف خلق پول و سپس بازتوزیع معکوس (ثروتهای جابه جا شده تا جایی که امکان دارد به صاحبان اصلیش بازگردد.)، از مقدمات راه اندازی یک نظام پولی عادلانه است. الگوی نظام پولی پیشنهادی دو مشخصه کلی دارد:
1. تعریف چند واحدپولی جدید به مثابه سندامانت دربرابر مقدارکالای مشخص که در موسسه متصل به شبکه پولی به امانت نگه داشته شده است. طلا، نقره و مس می توانند گزینه های خوبی باشند.
2. حاکمیت به واسطه یک مکانیسم طراحی شده، بر موسسات متصل به شبکه پولی و اجرای قواعدپولی با دقت نظارت می کند.
(ترسیم و تشریح جزئیات الگوی پیشنهادی و همینطور رفع ابهامات آن نیازمند باز کردن یک پرونده جداگانه است لذا به کلیات بسنده کردیم.)

مسئله سوم: شیوه تحقق قرض‌ الحسنه در جامعه:
ممکن است دغدغه و مسئله دسته ای از افراد، عملیاتی کردن قرض‌ الحسنه باشد. اگر برایشان محرز گردد که وام بانکی، حساب بانکی و خود بانک به هیچ وجه نمی تواند قرض‌ الحسنه باشد توجهشان روی گزینه های دیگر متمرکز می‌شود. چند نکته را باید درنظر گرفت: 1. در پرونده به تعدادی از سوءفهم های مربوط به حوزه قرض‌ الحسنه اشاره شد؛ مواظب باشیم تا به دام آنها نیفتیم. 2. با توجه به ویژگیهای قرض‌ الحسنه خرد که شرح آن هم در پرونده آمد، برای تحقق آن شاید به موسسات بزرگ واسطه ای احتیاج نداشته نباشد. در یک سبک معیشتی سالم، مقدار قرض زیاد نیست و به سرعت تسویه می گردد لذا به نظر میرسد نهادینه سازی این اقدام در تعاملات اجتماعی-فرهنگی مردمی برای برآورده نمودن آرمان مدنظر، کفایت کند. مثلا فردی که احتیاج به قرض دارد با واسطه امام جماعت مسجد یا فرد معتمد محل و خانواده، نیازش را برطرف سازد.

مسئله چهارم: شیوه فقرزدایی
ممکن است گروهی به مسئله فقرزدایی حساسیت نشان دهند و از این زاویه به دنبال راه حل هستند. بسیار مشاهده شده که عده ای می خواهند از ظرفیت وام بانکی در جهت ریشه کن کردن فقر، کمک بگیرند. اگر بخواهیم بی تعارف و قاطعانه حرفمان را بزنیم باید بگوییم نزد بعضی از افراد ارزش الگوهای وارداتی غربی همچون نسخه های بانک جهانی یا آموزه های اقتصاد توسعه، بالاتر از راه حل های خداوند متعال است. حتی در بین این افراد به کسانی برمیخوریم که اصلا انتظارش را نداریم! که قطعاً از روی عدم آگاهی و بی اطلاعی این طرزفکر را دنبال می کنند. از نظر ما مهمترین و برجسته ترین راه حل برای فقرزدایی، زکات است. امام صادق(ع) فرمودند: «اگر مردم زکات مال خود را می‌دادند، هیچ فرد مسلمانی فقیرِ محتاج نمی‌ماند و آنان در پرتو این فریضه بی نیاز می‌شدند؛ حقیقتاً مردم، فقیر، نیازمند، گرسنه و برهنه نمی‌مانند، مگر به خاطر گناهان اغنیاء»(حر عاملی، 1374ق، ج6، ص4).

پی نوشت:
به یاری خدا این پرونده به پایان رسید. برخی منابع در متن پرونده ذکر نشده نبود: نگارنده از مطالب موسسه مبین و کانال تودی مانی در مباحث فنی بانکی تا حدودی استفاده کرده است، همچنین مبحثی راجع به مسئله کارمزد مطرح شد که مقاله آقای محمد بیدار به نکات خوبی به آن اشاره کرده بود.