فهرست بستن

مالیات؛ حکمرانی طاغوتی_ بخش اول، نوشتار کوتاه شماره ۲۹

مالیات، حکمرانی طاغوت

مالیات، حکمرانی طاغوت

یکی از اموری که دین مبین اسلام اهتمام عظیم و تأکیدهای فراوانی به آن دارد، رعایت حرمت اموال مردم است. همان‌گونه که خون مسلمان محترم است و شارع مقدس به هیچ وجه اجازه نمی‌دهد به جان و خون انسان تعرض شود؛ در مورد مال مسلمان هم به هیچ‌وجه اجازه نداده و نمی‌دهد کسی به غیر حق در مال دیگری تصرف کند. احترام مال مسلمان مثل احترام خون و عرض و آبروی اوست.

به طور کلی تقیّد در حق‌الناس جزء سفارشات جدی اسلام است. تصرف در مال غیر(دیگران)، دلیل می‌خواهد خواه این تصرف کوچک و بسیار جزئی باشد خواه بزرگ و وسیع. خواه تصرف‌کننده، حاکم جامعه باشد خواه یک شخص عادی. امام علی(ع) برای فهماندن این موضوع برای مردم، تعبیرات جالبی دارند: و اللّه ِ لأَن أبِیتَ على حَسَکِ السَّعدانِ مُسَهَّدا ، أو اُجَرَّ فی الأغلالِ مُصَفَّدا ، أحَبُّ إلَیَّ مِن أن ألقَى اللّه َ و رسولَهُ یومَ القِیامَهِ ظالِما لِبَعضِ العِبادِ ، و غاصِبا لِشَیءٍ مِن الحُطامِ ! ··· و اللّه ِ لو اُعطِیتُ الأقالیمَ السَّبعَهَ بِما تَحتَ أفلاکِها على أن أعصِیَ اللّه َ فی نَملَهٍ أسلُبُها جِلبَ(خَملَهَ) شَعِیرَهٍ ما فَعَلتُهُ! به خدا سوگند اگر شب را بر روى خار سعدان بیدار بگذرانم، یا مرا بسته در غل و زنجیر بر زمین بکشند، خوش‌تر دارم از این که روز قیامت با دست آلوده به ستم بر بنده‌اى و غصب چیزى از حطام دنیا خدا و رسولش را دیدار کنم … به خدا سوگند اگر هفت‌اقلیم با آن‌چه در زیر آسمان‌هاست به من داده شود به این شرط که با ربودن پوست جوى از دهان مورى خدا را نافرمانى کنم، هرگز چنین نخواهم کرد! (خطبه ۲۲۴، نهج‌البلاغه)

اساساً یکی از دلایل گرایش چشمگیر مردم به اسلام، همین موضوع احترام مال و جان مسلمان بوده و هست. مردم می‌دانند اسلام این اجازه را نداده که کسی به مال و جانشان تعرض کند. حکومت اسلامی نیز بر همین مبنا از مال و جانشان در برابر تجاوز، محافظت کرده و امنیت را برقرار می‌سازد. به طریق اولی نیز می‌دانند حکومت اسلامی تحت هیچ شرایطی، به اموال آن‌ها دست‌درازی نخواهد کرد. ناگفته نماند؛ علاوه بر مسلمانان، اهل ذمه نیز مال و جانشان محترم شمرده می‌شود. آن‌ها با انعقاد معاهده‌ای در ازای پذیرش یکسری تعهدات، می‌توانند در سایه حکومت اسلامی، زندگی کنند. از ناحیه داخلى، همه افراد ذمى در سراسر قلمروی اسلامى نسبت به هرگونه تجاوز و سوء قصد به جان، مال و ناموس و سایر حقوق مشروع و قانونى خود مورد حمایت حکومت اسلامى قرار می‌گیرند. از ناحیه خارجى نیز مسلمانان موظفند که در صورت تهاجم نیروهاى بیگانه به اهل ذمه ساکن قلمرو اسلامى، با تمام قوا به دفع تهاجم اقدام نمایند.

موضوع احترام اموال به قدری مهم است که پیامبر خدا، به خود اجازه نمی‌دادند قیمت کالاها را تعیین نمایند. انس بن مالک چنین نقل می‌کند: در زمان رسول الله قیمت‌ها افزایش یافت. مردم گفتند: ای رسول خدا! قیمت‌ها بالا رفت، آن‌ها(کالاها) را برای ما قیمت‌گذاری کن. حضرت فرمود: ، و من امیدوارم در حالی خدا را ملاقات کنم که حتی یکی از شما در خون یا مال، از من طلبی نداشته باشید. «غَلَا السِّعْرُ فِی المَدِینَهِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله علیه وسلَّم، فَقَالَ النَّاسُ: یَا رَسُولَ اللهِ غَلَا السِّعْرُ، فَسَعِّرْ لَنَا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمُسَعِّرُ الْقَابِضُ الْبَاسِطُ الرَّازِقُ، وَإِنِّی لَأَرْجُو أَنْ أَلْقَى اللَّهَ وَلَیْسَ أَحَدٌ مِنْکُمْ یُطَالِبُنِی بِمَظْلَمَهٍ فِی دَمٍ وَلَا مَالٍ»(سنن ابن داود، ج۳، ص۲۷۲.)

در رابطه با احترام اموال، یک قاعده مسلّم فقهی وجود دارد: «من لا حرمه فی دمه لا حرمه فی ماله» (حرمت مال مسلمان مانند حرمت خون وی است) گفته می‌شود که این قاعده از این روایت گرفته شده: «لَا یَحِلُّ لَهُ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ وَ لَا مَالُهُ إِلَّا بِطِیبَهِ نَفْسِه» یعنی خون هیچ مسلمانی حلال نیست و همینطور مال هیچ مسلمانی نیز حلال نیست جز به رضایت و اختیار او. طبق این حدیث که با طریق معتبر صحیح نقل شده است، هر گونه تصرف بدون اذن و اجازه در اموال دیگران، حرام می‌باشد.

در بخشی از روایت طولانی از امام رضا (ع) وارد شده است: «لَا یَحِلُّ مَالٌ إِلَّا مِنْ وَجْهٍ أَحَلَّهُ» هیچ مالی حلال نشده ، مگر از راهی که خداوند آن را حلال کرده باشد(اصول کافى- جلد ۳، صفحه ۶۳۳). سوال اینجاست که چرا مالیات غصب نیست؟ آیا می‌توان وجهی برای حلیت آن، یافت یا خیر؟

ادامه دارد …